رشد خلاقیت کودک با بازی کردن

بازی تجربه اصلی کودک برای ادراک جهان پیرامون است و جایگاه وی در جهان را مشخص می کند. سوزان ایزاکز (۱۹۹۳) می گوید: «بازی زندگی کودک است و وسیله ای است که با استفاده از آن جهانی را که در آن زندگی می کند می شناسد». به تدریج که کودک رشد و نمو می یابد در ارتباط با خود و جهان مادی و اجتماع پیرامونش اقدام به معنا سازی می کند و از طریق ابزار «بازی کردن» خود را کشف می کند. وینی کات (۱۹۷۱) می گوید:

پوپت کوسه بلوباکس Blue Box

«تنها با استفاده از بازی کردن است که کودک به طور انفرادی خلاقیت به خرج می دهد و کل شخصیتش را به فعل در می آورد و تنها در ضمن خلاقیت است که فرد خود را کشف می کند. این اتفاق تنها در ضمن بازی کردن روی می دهد».برای مثال: کودک متوجه می شود که به موسیقی علاقه دارد و یا در بازی های نمادین خود از شغل معلمی لذت برده و علایق و استعدادهای خود را کشف می کند.»

اهمیت و جدیت بازی اغلب در نظر گرفته نمی شود. شاید به دلیل این که آن را به عنوان یک «کار» و یا «فعالیت جدی» در نظر نمی گیریم و یا شاید به دلیل مرکزیت آن برای کودک (زیرا به عنوان بزرگسال موضوعات مورد علاقه کودکان را چندان جدی نمی گیریم و آن ها را کم ارزش در نظر می گیریم).

در هر حال خرید اسباب بازی اهمیتی حیاتی دارد، با استفاده از آن است که افراد یاد می گیرند (در ارتباط با انواع قوانین تجربی: فیزیک، ریاضی و… همچون جاذبه زمین، نیروی عمل و عکس العمل، حجم و… ؛ علوم انسانی: ارزش ها و آداب و رسوم جامعه، اخلاقیات، روانشناسی همچون فرآیند خرید کردن از یک میوه فروشی، رعایت نوبت و احترام به دیگری، همدلی، شناخت دیگران و…) و فرصت های مناسب را خلق می کنند، (امیال و آرزوهای خود را بازی می کنند همچون داشتن یک خواهر، خلبانی یک هلیکوپتر و…) به خود احترام می گذارند و برای خود ارزش قایل می شوند (هنگامی که در فعالیتی مدام شکست می خورند و بالاخره موفق به انجام آن می شوند احساس اعتماد به نفس می کنند). چنین تصویرسازی هایی است که ظرفیت ما را به عنوان یک فرد خلاق رشد می دهد.